احمد مجد الاسلام كرمانى

64

سفرنامه كلات ( فارسى )

مينمايد و چه عاقبت به آنها برسد يا نرسد بخسارت فوق العاده مبتلا شده‌اند و تا مدتى تكليف خود را گم كرده‌اند و اين مثال ديگر را هم ميگويم اگرچه ميدانم خوانندگان باور نخواهند كرد و آن اين است عقيده بنده نگارنده بر اين است كه اگر انسان محكوم بقتل باشد راحت‌تر از اين است كه در حبس مردد باشد و لا سيما حبس آصف الدوله ، چه در هر ساعت خان نايب يا خان‌باشى ميآمدند و خبرى تازه ميآوردند گاهى ميگفتند حكم شد شما را بسيستان ببريم گاهى از كلات مذاكره ميكردند گاهى تهديدات ديگر مينمودند و چون ما ميدانستيم آصف الدوله از اشخاصى است كه باالطبع ميل دارد جنس بنى آدم و لاسيما اشخاص قانون‌طلب را بهر قسم ممكن باشد بديار عدم گسيل دارد و تاكنون چقدرها شايد از امثال ما را كشته و بىگناه به خون آغشته ، لهذا هر ساعتى براى ما هزار قسم مرگ و هر لقمه‌ى كه از غذاى او ميخورديم چندين دفعه ميمرديم . مجملا از مطلب خارج نشويم حق همين است كه گفته‌اند ( ظلم باالسويه عدل است ) حالا كه تا يكدرجه معنى قانون اساسى معلوم شد و دانستيم كه قانون اساسى چيزيست كه اساس عيش بنى آدم و نظام عالم بسته به او است پس ميتوانيم بگوئيم هركس از اين قانون تخلف نمايد و از احكام او سرپيچى نمايد گناهكار است چه لطمه بر اساس آسايش وارد آورده و رخنه در بناى محكم آبادى نموده و دشمنى با خودش و هموطنان و همجنسان خودش كرده و بالاخره گناهكار است و مستحق عقوبت و دمار و حافظين قانون كه در هر مملكت طايفه مخصوص هستند كه از خوان احسان قانون نان ميخورند و حفظ او را مينمايند ، خواه سرباز و سالدات گفته شوند خواه سلطان يا علماء و مختصرا چه از طبقه روحانيين باشد در صورتى كه قانون الهى باشد و يا سلطه دولتى باشد در صورتى كه قانون بشرى باشد بايد مخالف او را مجازات بدهند كه ديگران عبرت بگيرند ، در مخالفت قانون جرأت نكنند و اگر